حاج ملا هادي السبزواري

23

شرح مثنوى

تريد : به تاء مثناة فوق آب گوشت يا شير و مانند اين كه نان ريزه كنند در ميان آن و به مثلثة معرب آن است . ( ( 300 ) ) بر در آن صومعهء عيسى صباح * تا بدم اوشان رهاند از جناح ن 398 10 - ك 142 25 جناح : فى القاموس : « و الجناح السوداء ، و جنح الليل الطائفة منه . » يا رهاند از امراض . و كلمهء از تعليلى باشد . يعنى به علت پر دادن و جناح سلامتى . ( ( 302 ) ) جوق جوقى مبتلا ديدى نزار * شسته بر در در اميد و انتظار ن 398 12 - ك 142 26 جوق : به فتح جيم ، لغت عربى است به معنى جماعت . ( ( 305 ) ) جملگان چون اشتران بسته پاى * كه گشايى زانوى ايشان به راى ن 398 15 - ك 142 27 راى : در فارسى به معنى راه و جاده ، و در عربى به معنى فكر و اعتقاد . و مناسب اين مقام نيست به اين معنى . ( ( 306 ) ) خوش دوان و شادمانه سوى خان * از دعاى او شدندى پا روان ن 398 16 - ك 142 28 خان : خانه و سرا . ( ( 323 ) ) حق تعالى فخر آورد از وفا * گفت من اوفى بعهد عندنا ن 399 11 - ك 142 37 گفت من اوفى : آيه اين است : « و من اوفى به عهده من الله - قرآن كريم سوره توبه آيه 111 » . يعنى كيست وفا كننده تر به عهدش از خداى تعالى . ( ( 325 ) ) حق مادر بعد از آن شد كان كريم * كرد او را از جنين تو غريم ن 399 13 - ك 142 39 غريم : قرض دهنده و قرض دار . ضد است . و هر دو معنى اينجا مناسب است . اما قرض دهنده ، چون مادر حقوقى دارد ، به قرض دهنده مىماند . و اما قرض دار ، چون متعهد تربيت طفل است ، بر او لازم شده حقوق تربيت . ولى همه بعد از حقوق كبريايى است . زيرا كه او ممسوس مىكند مادر را به اظلال صفات خود . و او را مظهر اسمائه : الرب ، الكفيل ، المقيت ، الحافظ و غيرها مىگرداند .